تبليغاتX
خاطرات یک مرد مرده
من همین یک نفس از جرعه جامم باقیست آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش

 

آدمك آخر دنياست بخند..آدمك مرگ همين جاست بخند/ /دست خطي كه تورا عاشق كرد..شوخي كاغذي

ماست بخند/ /آدمك خر نشوي گريه كني..كل دنيا سراب است بخند/ /آن خدايي كه بزرگش خواندي..به خدا

مثل تو تنهاست بخند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 17:17  توسط تنها تر از خدا | 

 

خیلی از این مردم

چون علف

پای گیلاس افرینش رووییده اند

و خداوند

از خلق این خلایق متاسف است

دیروز عزراییل را دیدم

با همان کیف پستچی نابش

پر از قبض روح

و به سراغ مشترکین میرفت

مصرف عمر من خیلی بالا رفته است

خیلی زود نوبت من میشود

 

ما هم بدون بال به معراج میرویم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 15:48  توسط تنها تر از خدا | 
 

 پسرک یک شب به آشپزخانه رفت و کاغذی را به

مادرش داد . مادر دست هایش را خشک کرد و کاغذ را

گرفت و فهرست بلند بالایی را روی آن دید .

برای زدن چمنها : ۵ دلار

برای تمیز کردن اتاق : ۱ دلار

برای خرید از مغازه : ۵۰ سنت

برای نگهداری از بچه : ۲۵ سنت

برای بردن آشغال ها : ۱ دلار

برای گرفتن کارت صد آفرین : ۵ دلار

برای تمیز کردن حیات : ۲ دلار

جمع: ۱۴دلار

این مادر قلمی را برداشت و پشت کاغذ پسرک نوشت :

برای نه ماهی که تو را در شکمم حمل کردن : بدون

هزینه

برای تمامی شبهایی که بالای سرت بیدار نشستم و از

تو پرستاری کردم : بدون هزینه

تمامی دورانی که برایت تقلا کردم و به خاطرت اشک

ریختم : بدون هزینه

خریدن اسباب بازی : بدون هزینه

پختن غذا : بدون هزینه

پاک کردن بینی تو : بدون هزینه

جمع : بدون هزینه

و نهایتا قیمت عشق حقیقی : بدون هزینه

پسرک اینها را خواند ، حسابی اشکش در آمد . قلم را از

دست مادرش گرفت و زیر همه آن ها نوشت : (( تمامی

هزینه ها پرداخت شد ! ))

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 15:37  توسط تنها تر از خدا | 
 
سنگ قبر
پست الکترونیک
وصیت نامه
درباره وبلاگ
در بهاره زندگیم

احساس پیری میکنم

با همه دلدادگی

فکر اسیری میکنم

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اسفند 1385
دی 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان