تبليغاتX
خاطرات یک مرد مرده
من همین یک نفس از جرعه جامم باقیست آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش

اجازه نده زندگیت به یک تشریفات مرده ی صرف مبدل شود.

بگذار لحظه هایی توجیه ناپذیر هم در آن خودی نشان بدهد.

بگذار چیزهایی معما گونه و اسرار آمیز

باقی بمانند،

چیزهایی که نتوانی دلیلی برایشان بتراشی، بگذار کارهایی چند از تو سر بزند که مردم خیال

 

کنند عقلت کمی پاره سنگ بر میدارد، آدمی که صددرصد عاقل بود، مرده است،

کمی لودگی در حاشیه همیشه مایه ی سرور و شادمانی عظیمی در توست!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 21:14  توسط تنها تر از خدا | 
 
سنگ قبر
پست الکترونیک
وصیت نامه
درباره وبلاگ
در بهاره زندگیم

احساس پیری میکنم

با همه دلدادگی

فکر اسیری میکنم

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اسفند 1385
دی 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان