![]() |
![]() |
|
| من همین یک نفس از جرعه جامم باقیست آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش |
|
آنگاه كه غرور كسی را له می كنی ، آنگاه كه كاخ آرزوهای كسی را ویران می كنی آنگاه كه شمع امید كسی را خاموش می كنی ،آنگاه كه بنده ای را نادیده می انگاری آنگاه كه حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی ، آنگاه كه خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم دستانت را به سوی كدامآسمان دراز می كنی تا برای خوشبختی خودت دعا كنی ؟ ********** شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی حالا که به آن دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص.. ********** هیچ چیز و هیچکس در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند . اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری. **********
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 20:37 توسط تنها تر از خدا |
|
|
سنگ قبر پست الکترونیک وصیت نامه |
| درباره وبلاگ |
در بهاره زندگیم
احساس پیری میکنم با همه دلدادگی فکر اسیری میکنم |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اسفند 1385 دی 1385 |
|
RSS
|