![]() |
![]() |
|
| من همین یک نفس از جرعه جامم باقیست آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش |
|
از ادمای که دوست دارن مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن از اونای که زیر بارون برات میمیرن اما وقتی خوشید میشه همی چیز یادشون میره...
چيه دلم گرفتي واسه چي داري گريه مي کني چيه دلم شکستي واسه کي داري گريه مي کني چيه دلم غريبي چي ديدي داري گريه مي کني ميگي گذاشته رفته اوني که مثل نفس تو بود مي گي دلتو شکسته اوني که همۀ کس تو بود مي گي ديدي نمونده پاي همه حرفايي که زده بود دل من مي دونم داري ديونه مي شي اما باز بي خيالش دل من مي دونم داري ديرونه مي شي اما باز بي خيالش دل من مي دونم داري ديرونه مي شي اما باز بي خيالش بابا بي خيالش دل من مي دونم داري ديونه مي شي اما باز بي خيالش دل من مي دونم داري ديرونه مي شي اما باز بي خيالش دل من مي دونم داري ديرونه مي شي اما باز بي خيالش دل من مي دونم داري ديرونه مي شي اما باز بي خيالش دل من مي دونم داري ديرونه مي شي اما باز بي خيالش بابا بي خيالش
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 13:5 توسط تنها تر از خدا |
|
|
سنگ قبر پست الکترونیک وصیت نامه |
| درباره وبلاگ |
در بهاره زندگیم
احساس پیری میکنم با همه دلدادگی فکر اسیری میکنم |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اسفند 1385 دی 1385 |
|
RSS
|