تبليغاتX
خاطرات یک مرد مرده - ما هم بدون بال به معراج میرویم
من همین یک نفس از جرعه جامم باقیست آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش

 

خیلی از این مردم

چون علف

پای گیلاس افرینش رووییده اند

و خداوند

از خلق این خلایق متاسف است

دیروز عزراییل را دیدم

با همان کیف پستچی نابش

پر از قبض روح

و به سراغ مشترکین میرفت

مصرف عمر من خیلی بالا رفته است

خیلی زود نوبت من میشود

 

ما هم بدون بال به معراج میرویم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 15:48  توسط تنها تر از خدا | 
 
سنگ قبر
پست الکترونیک
وصیت نامه
درباره وبلاگ
در بهاره زندگیم

احساس پیری میکنم

با همه دلدادگی

فکر اسیری میکنم

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اسفند 1385
دی 1385
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان